پروكوپيوس ( مترجم : محمد سعيدى )

50

جنگهاى ايران و روم ( فارسى )

دروازه‌هاى معبر را به تصرف روميان دهد ، اما « آناستاسيوس » چون عادت نداشت بىتأمل و تحقيق به هيچ كارى اقدام نمايد ، پيش خود استدلال نمود كه در محلى كه ما يحتاج زندگانى كمياب است و آن محل نيز از مستملكات رومى بسيار دور است ، نگاهدارى سپاه بسيار مشكل و بلكه محال مىباشد . بنابراين از ابراز دوستى « آمبازوس » نسبت به روم سپاسگزارى نمود ، ولى پيشنهاد او را نپذيرفت . اتفاقا ديرى نگذشت كه « آمبازوس » بدرود حيات گفت و قباد پسران او را مغلوب نمود و دروازه‌ها را به تصرف خويش درآورد . « آناستاسيوس » پس از بستن پيمان صلح با قباد ، در نزديكى « دارا » شروع به ساختمان شهر مهم و مستحكمى كرد كه به نام خود او ناميده مىشد . شهر مزبور تا « نصيبين » نود و هشت « استاد » و تا خط سرحدى ايران و روم بيست و هشت « استاد » فاصله داشت . ايرانيها خيلى مايل بودند كه از ساختمان شهر جلوگيرى كنند ولى بواسطهء گرفتارى در جنگ با هياطله ، فرصت پرداختن به اين موضوع را نداشتند . اما همين كه قباد از كشمكش با هياطله فارغ گرديد ، سفيرى نزد روميان فرستاد و به آنها اعتراض كرد كه چرا مخالف مقررات پيمان صلح ايران و روم رفتار نموده و اقدام به ساختمان شهرى در مجاورت سرحد ايران كرده‌اند . « آناستاسيوس » با وعده و وعيد و با پرداختن مبلغ هنگفتى پول توانست قباد را راضى كند و ساكت نگاهدارد . اما ديرى نگذشت كه امپراطور شروع به ساختن شهر ديگرى نظير همين شهر در خاك ارمنستان در مجاورت سرحد ارمنستان ايران نمود . در اين محل از ديرباز قصبه‌اى وجود داشت كه « تئودوسيوس » امپراطور روم آن را توسعه داده و به شكل شهرى درآورده و آن را به اسم خود موسوم كرده بود . « 1 » ليكن « آناستاسيوس » برج و بارو و حصار بسيار محكمى بر گرد آن ساخت و از اينرو باعث نگرانى و خشم ايرانيها گرديد ، زيرا ساختمان اين هر دو شهر به منزلهء

--> ( 1 ) - اين شهر همان ارزروم كنونى است .